12 مرداد 1398 توسط مریم دیندار اضماره
حالا فهمیدی؟؟ "مادری” تعریف میکرد: نمک، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با “نمکسنگ” مىخواباندیم تا کمکم شورى بگیره… غذا را چند ساعتى روى “شعلهى ملایم” چراغ خوراکپزى مىنشاندیم تا جا بیفته… یخکرده و تکیده کنار “علاءالدین و والور” مىنشستیم تا… بیشتر »